الفيض الكاشاني

354

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىكرد ؛ لباس درونى و برونىاش جداگانه نبود و هر گاه او را صدا مىزدند از پاسخ دادن شرم نداشت ، اگر چه طرف ژوليده و گرد آلود ( فقير ) بود ؛ به طعامى كه دعوت مىشد كوچك و ناچيز نمىشمرد ، اگر چه پست‌ترين خرما بود ؛ غذاى روز را براى شب و غذاى شب را براى روز ذخيره نمىكرد . كم‌خرج ، نرمخو ، بخشنده ، خوش معاشرت و گشاده‌رو بود ؛ تبسّم مىكرد بى آن كه بخندد ؛ غمگين بود بى آن كه چهره در هم كشد ؛ سخت‌گير بود بى آن كه اجبار كند ؛ متواضع بود بى آن كه ذلّت پذيرد ؛ بخشنده بود بى آن كه اسراف كند . به هر خويشاوندى مهربان بود ؛ به هر مسلمان و كافر ذمّى نزديك بود ، دل نازك بود و همواره سر به زير بود . هرگز آن اندازه از غذا سير نشد كه سنگين شود و دستش را به طمع دراز نكرد . ابو سلمه گويد : بر عايشه وارد شدم و تمام اين مطالب را از ابو سعيد برايش حديث كردم پس عايشه گفت : يك حرف از آن را اشتباه نگفته است ، بلكه كم نيز گفته است ، زيرا به تو خبر نداده كه رسول خدا ( ص ) هرگز به سيرى غذا نخورد و به هيچ كس شكوه نكرد بلكه تنگدستى نزد او محبوبتر از رفاه و ثروت بود و اگر گرسنه مىشد ، شب خود را سپرى مىكرد تا صبح مىشد و گرسنگى مانع روزه گرفتن او در آن روز نمىشد ، در صورتى كه اگر از خدا درخواست مىكرد تمام گنجهاى زمين و ميوه‌هاى آن از مشرق و مغرب برايش فراهم مىشد و چه بسا كه از باب دلسوزى بر گرسنگى او مىگريستم و شكمش را دست مىكشيدم و مىگفتم : فدايت شوم چه مىشد اگر از دنيا به مقدار روزىات كه مانع گرسنگى شود بهره مىبردى ؟ پس مىفرمود : « اى عايشه پيامبران اولوالعزم كه برادرانم بودند بر سخت‌تر از اين حال من صبر كردند و به همان حال از دنيا رفتند و بر پروردگار خود وارد شدند . پس خداوند محلّ بازگشت آنها را گرامى داشت و پاداش فراوان به آنها داد و من شرم دارم كه زندگى مرفّه داشته باشم و در آخرت مقامى پايين‌تر از آنها داشته باشم . پس چند روز ( دنيا ) را صبر كنم محبوبتر است نزد من از اين كه فردا بهره‌ام در آخرت كم شود ، و هيچ چيز نزد من محبوبتر از پيوستن به برادران و